بابا صفرى
159
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
نزديكان خود به منزل خويش دعوت ميكرد چنان كه خانوادهء داماد همچنين كارى را در مورد نزديكان خود انجام ميداد . جهيزيه را بوسيلهء حمالها ميفرستادند . جهيزيه اثاثيهاى بود كه پدر و مادر دختر براى او ميفرستادند . فلسفهء برقرارى آن در ابتدا بسيار ساده بوده است . آن روز مفهوم وصلت و عروسى آن بوده است كه دختر و پسرى مشتركا زندگى جديدى تشكيل دهند و لذا وقتى دختر بخانهء شوهر ميرفت رختخوابى را كه در آن ميخوابيد با خود ميبرد و لباسهائى را كه در خانه بتن ميكرد براى پوشيدن در روزهاى آينده همراه برميداشت . شوهر هم براى ميمنت اين زندگى مشترك لباس تازهاى براى او فراهم ميكرد . ولى بمرور ايام اين نظر دگرگون گشته جنبهء تشريفات به خود گرفته بود . تهيهء جهيزيه مشكلترين امر براى خانوادهها بود و گاهى اساس ازدواج را نيز متزلزل مينمود . بخصوص كه همچشمىها و رقابتها هم در پيش بود و آن خود اوقات تلخىهاى نابجائى در خانوادهها ايجاد ميكرد و خلاصه فرع بلائى بر اصل شده بود . خانوادهء دختر ، بويژه مادر او ، از روزى كه حتى دختر در سنين كوچك بود بفكر تهيهء جهيزيه ميافتاد و از سيخ كباب و سنگپاى حمام تا فرش اطاق تهيه ميكرد و كار تا آنجا ميرسيد كه فرش اطاق نشيمن خود را جمع كرده براى جلوگيرى از سرشكستگى دختر جزو جهيزيهء او بخانهء داماد ميفرستاد . بارى عروس را مشاطه آرايش ميداد و هنگام رفتن او بخانهء داماد چادرى بسرش ميانداختند و زنهاى مسنى از خانوادهء او ويرا همراهى ميكردند . يكنفر ينگه « 1 » هم همراه آنها ميشد تا آداب و مراسم بحجله رفتن عروس را بوى بياموزد و در برابر كينهتوزىهاى احتمالى از او مراقبت كند . « 2 »
--> ( 1 ) - ينگه زنى بود جهانديده و ورزيده كه همراه عروس ميرفت تا از تكاليفى كه در برخورد اول با شوهر داشت و نيز آداب بحجله رفتن او را آگاه سازد . ( 2 ) - گاهى بين بعضى از خانوادهها اختلاف ريشهدارى بود و از اينرو براى آنكه خانوادهء داماد درصدد تهمت زدن بخانوادهء عروس مثلا از راه انكار بكارت برنيايد ينگه وظيفهء مهمى برعهده ميداشت .